محمد موسوى بجنوردى
44
مقالات اصولى ( فارسى )
حسن و قبح عقلى 1 . نظر اشاعره و نظر عدلى مذهبان در بحث از تحسين و تقبيح عقلى ، اشاعره مىگويند ، براى عقل نسبت به حسن و قبح افعال حكمى نيست ، و اين امور به يك واقعيت و يك حقيقت بازگشت ندارند ، بلكه اين معانى منتزع از احكام شرعيه هستند . ماوراى احكام شرعيه حسن و قبحى نداريم : « الحسن ما امر به الشارع و القبيح ما نهى عنه . » چيزى را كه شارع مقدس واجب مىداند حسن است و آنچه را شارع حرام مىخواند قبيح است . ممكن است شارع مقدس قبيح را تحسين و حسن را تقبيح كند . در نتيجه ، بازگشت حسن و قبح به تحسين و تقبيح شارع است ، نه اينكه اين امور داراى واقعيت بوده و مسائل ذاتى باشند . عدليه اين مسئلهء را قبول ندارند و مىگويند با قطع نظر از حكم شارع ، اشياء و افعال داراى ارزشهاى ذاتى و ارزشهاى واقعى هستند : چيزى كه حسن است بايد فى نفسه حسن باشد ، و امرى كه قبيح مىباشد . فى نفسه قبيح مىباشد . شارع مقدس چيزى را كه ارزش حسنى دارد با قطع نظر از امر شارع و قبل از آن واجب مىخواند ، و چيزى را كه با قطع نظر از نهى وى مفسده دارد حرام مىشمارد - و از آن نهى مىكند . پس ، در حسن و قبح ارزش ذاتى مطرح مىشود . 2 . معانى حسن و قبح اكنون بايد ديد كه در حسن و قبح مورد بحث چند معنى يافت مىشود : الف . گاه ، مقصود از حسن و قبح كمال نفس و نقصان آن است . در اين مقام چيزى را حسن مىخوانند كه موجب كمال نفس است ، و امرى را قبيح مىشمارند كه موجب نقصان و منقصتى در نفس انسانى است . آموزش و پرورش حسن است ، زيرا كمال است براى نفس ؛ و جهل و نادانى قبيح است ، چون اين معانى نقصان است براى نفس . ب . در معنى ديگر حسن و قبح را به اعتبار ملائمت با نفس و